![]() |
![]() |
|
|
دستم را بر سرم تكیه می دهم
وخیالم را در پنجره می ریزم تا بااسمان یكی شوم از پنجره مردمانی بسیار متفات را دیدم سخنانی بسیار متفاوت را شنیده ام اینك به دروازه ی خیا ل پای می نهم لباس ذهنم را در می آورم و بر رخت آویز شب می آویزم چشمانم پر از صدای شنیدن است ولی باز
قصه عشق...... پنجره ی روبرو می شكند
دستم را از تكیه گاه خیا ل بر می دارم قلبم پر ازآواز باران می گردد وخیا بان و كو چه را به فراموشی می سپارم و گوش به قصه دل می سپارم... |
تمام این سالها خیال آمدنت را با خود به دوش کشیده ام وشباهنگام وقتی که از تاریکی شب می ترسیدم
زمانی که همه خوشی های زندگیم یک به یک رفتند تنها خاطرات خوب تو بودند که منو تنها نذاشتن
اما خیالت ازسرم بیرون نرفت من تمام لحظه هایم را با تو بوده ام در تمامی این سالها
|
|
گاه گاهی که تنها می شوم
اما رفته از یادها به روزهایی که تمام دغدغه ام انجام تکالیف مدرسه ام بود
به روزهایی که تقلب سر جلسه امتحان بزرگترین گناهم و بیشترین شیطنتم کشیدن صورتکهایی روی تختخه سیاه بود کاش هنوز هم سخت ترین مساله زندگی ام حل مساله های ریاضی بود.. مریم. |
|
عشق اول مهربونم تو که عشق یاد من دادی تو که حس قشنگ عاشقی رو بهم نشون دادی هنوز بعضی شبها تورو من خواب می بینم
خواب تورو که اصلا منو شاید دیگه یادت نیاد شاید حتی دیگه قیافمم به خاطرت نیاد راستی یه سوال؟ هنوز منو یادت میاد؟ نامه های یواشکی نگاههای پنهونکی یادت میاد؟ یادت میاد می گفتی که دستهام می لرزه وقلبم تند تند می زنه وقتی تورو می بینمت!
یادش بخیر چه روزهای خوبی بود یه عشق پاک و قشنگ وصادقانه بود
تو موندی و منو بردن یه جادیگه از تو جدا آخرین قرارمون رو یادته؟ اشک چشمای تو و گریه های من یادته؟ اونروز بهم قول دادیم که هیچوقت همدیگرو فراموش نکنیم خاطره عشقمون روتا ابد تو قلبامون حک بکنیم
تو بهم گفتی دیگه برای هیچکسی مجنون وپریشون نمی شم رفتم اما هرگز عشقت فراموشم نشد هرگز اون اولین نگاهت از خاطراتم کم نشد حالا بعده این همه سال هنوز بعضی شبها خواب تورو می بینم هر جایی که حرف عشق من تورو، تو رویام می بینم اما این گناه من نیست این رسم روزگاره که همیشه خاطره عشق اول موندگاره........
|
|
چند سال این روزها که می شه
این دیوونه دل دیوونه تر می شه یه غم بزرگی تو قلب منه غمی که مال روزه تولد منه آخرین تولدم کنار تورو هیچوقت یادم نمیره حرفای تو،کادوی تو،احساس تو،از خاطره من نمیره عکسای منو قاب کرده بودی قابهای مشکی قشنگ اومدی دادی به من با یه دسته گل سرخ قشنگ گفتی می خوام تمام خونه پر عکس تو باشه به هر طرف نگاه کنم عکست جلو چشام باشه وای چه روزه قشنگی بود نگاه تو رویایی بود حرفات چقدر قشنگ و عاشقانه بود چقدر برام عزیز بودی
یه دفع انگار صاعقه شد آسمون تیره و تار خونمون ویرونه شد فکر کنم اون روز چشممون زدن یه دفعه همه دنیامونو به هم زدن چه سریع زندگیمون خراب شدش آرزوهامون همه نقش بر آب شدش حالا هر سال روز تولدم بدترین روز خداست بعضی هامیگن این سرنوشت و کار خداست همه باتبریکای خوب و قشنگ برام گل میارن
ولی دلم اونارو نمی خواد و بهونه می گیره از همه چی و همه کس ایراد می گیره هیچکسی نمیدونه طفلی دلم تنگ شده دروغکی ادعا می کنه از سنگ شده هر چی بهش می گم گذشته ها رفته دیگه اونی که می خوای رفته و بر نمی گرده دیگه اما خوب دل دیگه باز حرف خودشو میزنه ساله دیگه دستاش تو دسته تو باشه روزه تولدت مریم.. |
|
سعی کردم فراموشت کنم
خواستم از خاطرم دورت کنم رفتم و در خود غرق شدم بیگانه با دنیا شدم روزها آمد و رفت
هر روزی که گذشت شیداتر شدم عشق توروح مراصیغل داد
مریم
|
|
چرا دنیای منو کردی خراب آرزوهای منو دادی به باد من تو دنیای خودم غرق بودم تو افکار خودم یه افسانه از عشق ساخته بودم
توی قصه من بی وفایی و دروغ ونیرنگ نبود تا یه روز تو از راه رسیدی
قصه زندگی آغاز شد و من شدم عروس قصه ها تو دیگه عاشق و شیدا نبودی
گفتی دیگه عشق من برات کمه
یه شروع جدیدو تب و تاب دیگه
تنهای تنها مثل اون روزا شدم
دیگه خریدار نداره عاشقی اصلا معنا نداره هر کی می گه دوست دارم فقط برام خنده داره تازه فهمیدم عاشقی مال قصه قدیمیاست ........
|
|
می خواهم از تو بنویسم با قلمی از جنس آسمان اما بغض می کند خودکارم را می گویم بعد انگار که ساعت ها باریده باشد دفترم خیس خیس می شود و من چون کودکی که ساعت ها در زیر باران منتظر مانده باشد می نویسم: او در باران........ باز هم نیامد...
|
|
|
تقصير من نبود!
تقصير تو نبود! خودم نخواستم چراغ قديمي خاطره ها خاموش شود! خودم شعرهاي شبانه ي اشك را فراموش نكردم! خودم كنار آرزوي آمدنت اردو زدم! حالا نه گريه ها ي من ديني بر گردن تو دارند نه تو چيزي بدهكار دلتنگي ها يم
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
غم نويس نيستم
فقط گاه و بي گاه آب و هواي دل را مکتوب مي کنم ...همین ! ... مریم |
| پیوندهای روزانه |
|
http://raamiz.blogfa.com/ آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|